بعد از رفتن سر قرار، او مرا به باغی كه میگفت مال یكی از بستگانش است برد و گفت اینجا جایی است كه میتوانیم با هم بدون وجود هیچ مزاحمی صحبت كنیم و از شرایط یكدیگر برای ازدواج با خبر شویم. تهران امروز: جوانی كه دختر مورد علاقهاش را به باغی خلوت كشانده ومورد اذیت وآزار قرار داده بود پس از دستگیری به جرم خود اعتراف كرد.
هفته گذشته دختری جوان به دادسرای جنایی شیراز مراجعه كرده و به بازپرس كشیك گفت: اینجا آمده ام تا از سوءاستفاده جنسی یك پسر هوسران شكایت كنم.
اغلب اوقات هفته برای ورزش و تفریح به كوه میآمدیم. امروز هم طبق معمول به ارتفاعات دربند آمده بودیم كه هنگام عبور از مسیری باریك، یك مرد افغان با قاطر پر از بار از كنار ما رد شد كه به خاطر خطرات جدی به او اعتراض كردیم اما او بیتوجه به حضور ما، به راهش ادامه داد.
امید، با خودروی سواری قهوهای رنگ خود در محلههای مختلف کرج پرسه میزد و زنان و دختران جوانی را که هنگام عصر در خیابان منتظر تاکسی بودند، به عنوان مسافر سوار خودرو کرده و در میانه راه آنها را فریب میداد؛ در ادامه امید، آن ها را به منزل خود یا باغ متروکهای می برد و پس از آزار و اذیت، آنها را با روسری خودشان خفه و اجساد قربانیان را درون ملحفه می پیچید و در جادههای اطراف منزل رها میکرد.خراسان: یک مقام آگاه در دادسرای جنایی گفت:حکم پرونده «امید برک»، قاتل سریالی زنان کرج در دادسرای جنایی آماده اجراست.یک مقام آگاه در دادسرای جنایی تهران در گفتوگو با فارس، درباره سرانجام پرونده قتلهای سریالی زنان در کرج اظهار داشت: مسئولان تلاش دارند این حکم (11بار اعدام)سریع اجرا شود و پرونده هم در حال حاضر آماده است.وی ادامه داد: پرونده در حال حاضر در دادسرای جنایی تهران است و به دلیل این که در تهران رسیدگی شده است در تهران اجرا خواهد شد و اگر دادستان کرج بخواهد میتواند پرونده را برای اجرا به کرج ببرد.یکی از پروندههایی که سال گذشته دستگاه قضایی با آن رو به رو شد، پرونده مربوط به جوان 24 ساله کرجی بود که از سال 85 اقدام به آزار و اذیت و قتل 10 زن جوان با همدستی همسرش کرده بود. تحقیقات پلیس برای یافتن سرنخی از قاتل این پرونده که روز به روز بر تعداد قربانیان افزوده میشد ادامه یافت تا این که بعد از کشف هفتمین جسد، مأموران با پرونده یک متهم به آزار و اذیت رو به رو شدند که از این اتهام تبرئه شده بود.
پسری جوان با سر و وضعی آشفته و قیافهای در هم و مضطرب به نزدیكترین كلانتری كه دستش میرسید، رفته و شكایتی را علیه چند تبهكار تنظیم كرد: امروز در راه منزل و در كوچهای خلوت یكمرتبه سرنشینان یك خودرو سواری مقابل من سبز شده و با زور مرا در صندلی عقب ماشین خود نشانده و با چشمی بسته به باغی پرت بردند. آنها پس از خالی كردن جیبها و گرفتن گوشی موبایل و دیگر وسایل قیمت دارم، به زور به من تعرض كرده و از این عمل شوم خود فیلم هم تهیه كردند.